X
تبلیغات
دنیای حیوانات - مفهوم گونه
جانور شناسی,سیستماتیک جانوری, حیات وحش, اکولوژی و ...

Cuvier      (1829) آن را به عنوان مجموعه تولد یافته از والدین مشترک یا از همدیگر و آنهایی که به یکدیگر شباهت دارند، تعریف نمود. داروین (1859) نیز قادر نبود به طور واضح گونه را تعریف کند .او همچنین نتوانست مساله گونه زایی را حل نماید، بعد از آن بین زیست شناسان تمایلی برای تردید در اهمیت اساسی گونه و انکار موقعیت مهم آن وجود داشته است.

Thompson        (1937) گونه را به عنوان گروهی از افراد که به وسیله یک سری از صفات ثابت غیر قابل کاهش تشخیص داده می شوند و به وسیله روابط ارثی و ژنتیکی با هم در ارتباطند تعریف نمود ، به عقیده dobszhansky 1937) یک طبقه رده بندی منفرد وجود دارد که در مقابل سایر طبقات تمامی تغیرات نامگذاری را با سختی شگفت انگیزی تحمل می کندو آن طبقه گونه است .دوباره در همان سال او گونه را به عنوان مرحله ای از فرایند تکاملی تعریف نمود که در آن یک دسته از نمونه ها یی که در واقع یا بالقوه قبلا بین خود تلاقی دارند به دو یا بیش از دو دسته مجزا تفکیک می شوندکه از نظر فیز یو لوژیکی قابلیت تلاقی بین خود را ندارند .در سال 1951 او مجددا گو نه را به عنوان گروهی از جمعیتها تعریف نمود که مبادله ژ نی بین آنها در طبیت به وسیله یک یا تر کیبی از چند مکانیسم تولید مثلی جدا کننده محدود یا ممنوع می شود. بر اساس اظهارات  Huxley 1942 گونه را می توان به عنوان یک گروه جغرافیایی قابل توصیف در نظر گرفت که اعضای آن در واقع با هم آمیزش می کنند یا به طور بالقوه در طبیت قابلیت تلاقی دارند که به طور معمول در طبیت بصورت آزاد یا با باروری کامل با گروههای مربوط آمیزش نمی کنند وبه وسیله تفاوت های مرفولوژیکی ثابت از آنها متمایز می شوند .

Wilmoth       (1967) گو نه را به عنوان یک واحد حیاتی مستقل و پایدار شناخته شده توصیف       می کند که در یک حالت آزاد در طبیعت زندگی می کند و به طور آزادانه با سایر واحد های حیاتی جور نمی شود و عموما باروری خارج از محدوده آن به نسبت کمتر از محدوده داخلی آن ا ست .گذشته از این ،گونه نه تنها بر اساس صفات ظاهری بلکه از نظر ظهور فیزیولوژیکی و رفتار روا نی خود از تمام گونه های دیگر متفاوت است .در یک حالت دیگر می توان گونه را به عنوان گروهی از افراد از جد مشترک با صفات اختصاصی ثابت تعریف نمود که با دسته های مشخص وثابت کروموزوم های حامل ژ ن های هموزایگوت در هسته هر سلول معرفی می شود و باعث یک باروری بین خودی و سترونی با دیگران می گردد.

Mayr       (1957 ) آثار سایر محققان در مورد مساله گونه را مورد بررسی قرار داد و به این نتیحه رسید که تعاریفی را که در طی این مدت توسط محققان قبلی ارایه شده است می توان به طور کلی در سه مفهوم اصلی یعنی مفهوم شکلی یا ذاتی گونه ،مفهو م لفظی یا اعتباری گونه و مفهوم بیو لوژ یکی گونه گروه بندی کرد و مفهوم چهارم تحت عنوان مفهوم تکاملی در سال1971 به وسیله  Grant به آن اضا فه شده است.

 

مفهوم تیپ شناسی گونه:

       .بر اساس این مفهوم تنوع مشاهده شده جهان ، انعکاسی از وجود تعداد محدودی کلیتها یا انواع مهم است .افراد رابطه خاص بایکدیگر ندارند و تنها تظا هرات یک نوع هستند. اگر دو فرد یا گروه از افراد به اندازه کافی متفاوت به نظر برسند آنها گونه های متفاوت هستند .تنوع در اینجا به عنوان یک پدیده جزیی در نظر گرفته می شود .این مفهوم گونه از لینه و پیروا نش بود که به فلسفه افلاطون و ارسطو بر می گردد .این مکتب فلسفی اکنون تحت عنوان ذات گرایی نامیده می شود .بر اساس این مفهوم گونه می تواند بوسیله ماهیت ذاتی یا صفات ذاتی شناسایی شود و این صفات در مرفولوژی آنها ظاهر شده است. بنا بر این مفهوم ذاتی گونه تحت عنوان مفهوم مرفولوژیکی گونه نیز نامیده می شود .

 

 نقد مفهوم :          

دو تا از مهمترین دلایل رد این مفهوم عبارتند از :

        1-اغلب در طبیعت افرادی یافت می شوند که با وجود اختلافات مرفولوژیکی مورد قبول به خاطر دو شکلی جنسی ، تفاوت سنی و سایر اختلافات فردی به طور مشخص با سایر افراد، هم گونه می با شند .این مفهوم در مورد لارو پروا نه ها وحشرات کامل آنها ویا هر گونه با اختلاف شدید درون گونه ای موجود در طبیعت نیز قابل استفاده نیست .

       2-این مفهوم در مورد گونه های به اصطلاح خویشاوند که از نظر ژ نیتکی کاملا گونه های مجزا بوده ولی فاقد اختلافات مرفولوژیکی بر جسته هستند، به طور مساوی بلا استفاده است .

 

 مفهوم لفظی یا اعتباری گونه

       این مفهوم متعلق به Occam و پیرو ا نش ا ست که معتقد بودند که فقط افراد وجود دارند ، در حالی که گونه ها ساخته دست بشرند .این مفهوم در قرن هیجدهم در فرانسه مشهور بود . طبیعت افراد را تولید می کند و نه چیزی بیشتر ، هیچ گونه حضور واقعی در طبیعت ندارند گونه ها مفا هیم ذهنی هستند و نه چیزی بیشتر و برای این اختراع شده اند که ما بتوانیم به گروه بزرگی از افراد به طورجمعی اشاره کنیم. (  Bessey  1908 )

 

 نقد مفهوم:

        هم اکنون یک حقیقت مسلم است که گونه ها محصولات تکا مل هستند .بنابر این هیچ زیست شناسی با این نظر یه که گونه ها ساخته دست بشرند ،موافق نیست. مانع اساسی مفهوم اعتباری گونه تعبیر نا مناسب آنها از رابطه سببی بین شباهت و ارتباط بود. بنابر این کسی که تکامل را درک می کند ، این مفهوم را بکلی رد خواهد کرد.

 

 

 مفهوم بیولوژیکی گونه

      وقتی در قرن هیجد هم پی بر دند که هیچ کدام از مفاهیم فوق در مورد گونه بیو لوژ یکی قابلیت کاربردی ندارند ،مفهوم کاملا جدیدی از گونه در حدود سال 1850 ظهور کرد . اما چند سالی طول کشید تا این مفهوم جایگاه خود را در زیست شناسی پیدا کند .

      بر اساس این مفهوم گونه ، گروهی از جمعیت ها ی طبیعی با آمیزش فی ما بین هستند که از نظر تولید مثلی از سایر گروه ها جدایند ( 1940 mayr) بنابر این گونه دارای سه بخش مجزا است (1) گونه یک اجتماع تولید مثلی را تشکیل می دهد ، یعنی افراد یک گونه حیوانی یکدیگر را به عنوان جفتهای بالقوه می شناسند و همدیگر را برای هدف تولید مثل جستجو می کنند .برنامه خاص ژنتیکی هر یک از افراد گونه تولید مثل درون گونه ای را تضمین می کند ، (2) بدون توجه به افراد تشکیل دهنده ، گونه یک واحد اکولوژیکی است به عنوان یک واحد در ارتباط با سایر گونه های شریک در محیط اثر متقابل دارد . (3) گونه همچنین یک واحد ژنتیکی شامل یک گنجینه ژنی بزرگ مرتبط به هم است در صورتی که هر فرد تنها یک ظرف موقتی است که قسمت کوچکی از محتوای گنجینه ژنتیکی را برای یک دوره کوتاه نگهداری می کند .

      اعضای منفرد تشکیل دهنده یک جمعیت دارای چندین مکانیسم جدا کننده سلولی ،ژنتیکی یا اکولوژیکی هستند .که گنجینه ژنیتیکی گونه را حفظ می کند . بنابر این هر گونه به وسیله دارایی ژنتیکی خود محدود می شود (Grant 1960). گونه های جنسی معاصر به علت عادات و توانا یی های تولید مثلی خود رده های گویای طبیعی هستند .

 

 گروههای غیر جنسی یا آپومیستیک :   

       فرمهای دارای تولید مثل غیر جنسی مهمترین صفت مفهوم بیولوژیکی گونه را که معیارهای آمیزش فی ما بین است تامین نمی کند .(mayr 1940 ) در مورد این قبیل گروهها استدلال خوبی ارایه داد . مبنی بر اینکه آنها نسلهای یک گونه جنسی با عنوان گونه جامع، شامل نژادها ی ناشی از موتا سیون غیر از پلی پلوئیدها هستند و اینها احتمالا دیر یا زود چه از طریق انقراض یا ادغام از طریق جنسی یا دودمان دیگر خاتمه پیدا می کنند .

 

گونه های خویشاوند و مخفی :

      چنین گونه ها یی بزرگترین مسایل را برای یک متخصص رده بندی ایجاد می کنند .در حقیقت گونه های مخفی به هیچ وجه از نظر ظاهری مجزا نبوده ، یا به طور ضعیف از هم جدا هستند .

 

  گونه های تدریجی :

     بسیاری از گونه ها از مراحل واسطه ای مثل بیو تیپ ها ، نژادها ، زیر گونه ها ،اکو تیپ ها یا شبه گو نه ها عبور می کنند .بعلاوه ما هنوز روش مطمئنی برای تعیین اینکه یک موجود زیر گونه است یا گونه ، نداریم ، بنابر این این ملاک در حال حاضر تنها به اطلاعات متخصص رده بندی مجرب بستگی دارد .

 

 

حلقه نژادها :

     این نژ ادها بویژ ه وقتی که نژادهای نهایی بین خود عقیم هستند ، مسایلی را ایجاد می کنند .اگر جمعیتهایی واسطه ای نیز به حساب آورده شوند هر یک از چنین جمعیتهایی صرف نظر از تفاوتها گاهی اوقات با افراد جمعیتهای مجاور جمعیت خودشان آمیزش میکنند . در چنین مواری برای یک زیست شناس مشکل است که این جمعیتهای متداخل را گونه های مختلف حساب کند یا اینکه بر اساس جدایی تولید مثلی آنها را از یک گونه بداند .

 

مجموعه های دورگ:

      مفهوم بیولوژیکی گونه نیز زمانی که در مورد مجموعه دورگ به کار می رود از ارایه پاسخ رضایت بخش عاجز است .( mayr 1940 ) آنرا مجدا به عنوان فردی که انعکاس مجموع کل گونه ها یا زیر گونه ها یی که از طریق دورگ گیری پیوسته یا اتفاقی با هم در ارتباطند تعریف نمود . با این اصرارکه دورگها ی تولید شده به وسیله سینگامئون می توانند بارور یا عقیم باشند .

 

مفهوم تکاملی گونه :

       (Grant 1971) از مفهوم بیولوژیکی گونه تنها برای فرمهای تولید مثل جنسی حمایت می کند . Simpson  گونه تکاملی را به عنوان دود مانی (توالی نسلی اجدادی جمعتها )تعریف می کند که به طور مجزا از دیگران تکامل یافته و دارای نقش و تمایلات تکاملی منحصر به فرد می باشد . مفهوم تکاملی گونه Grant  بر اساس این حقیقت است و نه تنها در مورد جمعیتهای غیر جنسی بلکه در مورد دودمان های فسیل نیز کاربرد دارد .

 

نتیجه گیری :

       این چهار مفهوم گونه به طور قابل توجهی هم پوشانی دارند . برای بعضی از موجودات یک تعریف نسبت به دیگری مناسبتر است و برای بعضی ، تعاریف بر هم منطبق خواهند شد . در هر مورد تفاوتهای بیولوژیکی در درجه اول و اختلافات مر فو لوژیکی در درجه دوم هستند (mayr 1957 ).

        مفهوم تکاملی گونه که برای موجودات تک والدینی  شناسایی شده است، زیاد امید بخش نیست این مفهوم در مورد باروری بین جمعیتها ی یک گونه یا سترونی بین افراد منطبق به گونه های مختلف به هیچ وجه راه حل مثبتی ارایه نمی دهد. بعلا وه اطلاعات ما در مورد تعداد مو جودات تک والدینی آن چنان نافص است که تخمین نسبت گونه های تکاملی که گو نه های بیولوژیکی نیز نیستند امکان پذیر نیست . حتی تعدادی گونه بیولوژیکی ممکن است وجود داشته باشند که نقش تکاملی آنها برای مشاهده گر یکسان به نظر آید اما آشکار سازی چنین مواردی به دلیل بسیار طبیعی بودنشان فوق العاده مشکل است . بنابر این هنوز ثابت نشده است که کدام یک از مفاهیم گونه را باید پذیرفت و تا زمانی که راهی برای ارتباط دادن گونه های تشکیل دهنده و جمعیتهای فرضا از لحاظ شجره شناسی وابسته پیدانشود ،هیچ گونه تصمیمی را نمی توان اتخاذ نمود .

        سر در گمی هنوز وجود دارد و اگر بزودی سازماندهی نشود جای تعجب نخواهد بود هنگامی که رده بندی جانوری بالاجبار واژه کاملا مستقر شده گونه را رها کند ،همان طوری که قبلا در مورد واژه کاملا مستقر شده ژنو تیپ اتفاق افتاد

Emerson        1941سعی کرد تا مفاهم گونه های بیولوژیکی و تکاملی را با هم تلفیق کند و گونه واقعی را به این صورت تعریف کرد که گونه شامل گروههایی از جمعیت های طبیعی است که تکامل پیدا کرده اند یا در حال تکامل هستند .و از لحاظ تولید مثل از هم جدا و از نظر ژنتیکی از هم متمایز ند .این تعریف نیز در عین حال باید مورد پذیرش همگان قرار گیرد.

 

گونه های پلی تیپیک :

        امروزه این حقیقت بخوبی پذیرفته شده است که بعضی از گونه ها دارای انتشار وسیع هستند وجمعیتهای محلی بسیاری را تشکیل می دهند . اگر این جمعیتها کاملا از هم مجزا باشند آنها را زیر گونه می نامند . گونه هایی را که شامل دو یا بیش از دو زیر گونه باشند پلی تیپیک  و گونه هایی را که به زیر گونه تقسیم نمی شوند گونه های منو تیپیک می نامند.

       مفهوم گونه پلی تیپیک مهمترین تو سعه در طبقه بندی حیوانات بود .بعضی از گونه های محلی را که از قسمتهای مختلف دنیا توصیف شده بودند در گروهای گونه ای ) گونه های ناهم جا ) تلفیق کرد .زیرا آنها در ظاهر بیش از هر گو نه ای  به هم شبیه بودند و با هم در مناطق جغرافیا یی محدود زندگی        می کنند .وقتی که فاصله بین دامنه گونه های نا هم جا مورد بررسی دقیق قرار گیرد (یعنی گونه های نا هم جا با یکدیگر تلفیق شوند ) این گونه های ناهم جا در یک گونه پلی تیپیک منظور می شوند .

       طبقه بندی مجدد تمام فرم های الوپا تریک که ابتدا به طور مجزا به عنوان گونه های منو تیپیک توصیف شدند، به ساده شدن بسیار زیاد سیستم طبقه بندی منتج شده است . برای مثال گونه های منو تیپیک پر ندگان که در سال 1870 حدود 11000 ودر سال 1970 حدود 19000 بودند ، در حال حاضر به حدود 8600 گونه کا هش یافته است . این مفهوم به تفکر جدیدی در رده بندی بنام ( رده بندی جمعیت ) منجر شده است . اما به دلیل اینکه هنوز روش معتبری برای شناسایی زیر گونه ها وجود ندارد کاربرد مفهوم پلی تیپیک آسان نیست .

 

 زیر گونه ها :  

       این موضوع یک حقیقت عمو می و اساسی است که همه گونه ها تغیر می کنند و از دیر باز مشخص شده است که بعضی از گونه ها به زیر گونه و نژ ادها تقسیم می شوند .لینه و فابریسیوس تر جیح دادند که آنها را واریته بنامند.  Kant 1775 اولین کسی بود که در سال 1844 واژه زیر گونه را در نام گذاری      جا نوری وارد نمود سپس با تصویب کنگر ه جانور شناسی در زمینه درج آن در قوانین بین الملی نامگذاری جانوری بصورت نامگذاری سه نامی توسعه یافت .

       در حال حاضر زیر گونه پایین ترین سطح قابل ذکر رده بندی است و به عنوان تجمع مجزای جغرافیایی جمعیت های محلی گونه تعریف می شوند . به بیان دیگر ، زیر گونه ها نژ اد های جغرافیایی درون یک گونه هستند که برای طبقه بندی به این روش به اندازه کافی با هم دیگر فرق دارند یا زیر گونه ها گروه هایی از جمعیت های آ میزش کننده با تفاوتهای شدید مرفولوژیکی همراه با تمایز های جغرافیایی ، اکولوژیکی، تغذیه ای یا فیزیولوژیکی هستند که به چنین گروه هایی تمایز های گونه ای می دهند .

     

 

     تجربه نشان داده است که تمامی گونه ها به تشکیل زیر گونه گرایش ندارند برای اینکه جمعیت ها زیر گونه نامیده شوند ، عدم پیوستگی کامل آنها ضرورت دارد . (1954 Rothanaler ) .اکثر محققان مانند Simpson  (1961)، Goldschmidts (1934و1940 )، Mayr (1969)  بسیار     تاکید دارند که نژاد ها و زیر گونه ها سطوح برابر نیستند ، گونه ها در اساس متفاوت هستند .نژاد ها به خاطر تشابه در تمامی ساختما نهای اصلی و ارتباط ژنتیکی با یکدیگر در اساس شبیه هم هستند . آنها به خاطر خصوصیات اتفاقی یا تغییرات جزیی توارثی صفات اصلی بتدریج از یکدیگر متمایز می شوند. نژاد به تجزیه و تفکیک یک گونه بستگی دارد و نمایانگر علایم ثانوی گونه می باشد، گونه در ابتدا ونژاد در درجه دوم می باشد هر نژاد صور (مجموعه صفات اختصاصی مشترک در تمام نژادهای یک گونه )گونه ای را نشان می دهد که از آن منشعب شده است .یک زیر گونه می تواند به طور ناگهانی در اثر جهش در هر مکان از درون دامنه گونه به وجود آید .بنابراین زیر گونه یک زیر طبقه کوچک از گونه و یک واحد بیولوژیکی موجود به عنوان یک واقعیت مشهود وابسته به اندیشه انسان است که پایه ای را برای مفهوم زیر گونه (یا نژاد) می سازد ،اگر چه زیر گونه و نژاد دو نام برای یک واحد رده بندی هستند ولی نژاد در رده بندی وضعیت نامگذاری ندارد .

 

سایر گروه های مادون گونه ای : 

      

 بخش (deme )

      گروهی از موجودات با مرفولوژی مشابه است که یا از یک محل واحد یا از یک نوع زیستگاه هستند و نقطه شروع همه طبقه بندی هاست .Mayr  (1953و1969 ) آنها را Phenon  و simpson (1961 )آنها را Deme  نامید .deme  و phenon دارای موقعیت نامگذاری نیستند .

 

واریته :

      در حال حاضر این واژه از نامگذاری جانوری متروک شده است و هر نوع نامهای مشابه که بعد از سال 1960 مورد استفاده بوده اند بکلی منسوخ شده اند.

 

 فرم یا تیپ شکلی :

      این واژه ها نیز در معنی دوم برای واریته یا تجمع جمعیت ها تا برای تمام موجودات مختلفی که یک جمعیت را تشکیل می دهند به کار می روند . Edwards (1955 )واژه مورف را به عنوان جمعیتهای قابل تشخیص هم جا ، هم زمان وبا آمیزش متقابل از یک گونه واحد تعریف می نماید . این دو واژه نیز موقعیت نامگذاری ندارند .

 

 کلاین:

     این واژه به وسیله Huxley در سال 1938 مورد استفاده قرار گرفت .این واژه نیز در مورد تنوع موجود داخل یک گونه قابل استفاده است .از این واژه برای درجه بندی یک صفت استفاده شد . این واژه به عنوان درجه بندی صفات قابل اندازه گیری تعریف گردید .آن نیز سطح رده بندی نیست و یک جمعیت واحد به همان اندازه یک خصوصیات دارد ممکن است مرکب از تعداد زیادی کلاین های متفاوت باشد.کلاین از یک سری از جمعیت های پیوسته تشکیل می شود که در آن یک صفت  معین بتدریج تغیر می کند،ایزوفن ها دودمانهایی هستند که نشانگر صفات دارای ظهور یکسان  (از فنوتیپ های برابر ) در نقطه مقابل کلاین قرار دارند . کلاین ها ممکن است مرفولوژیکی ،اکولوژیکی و خصیصه ای دیگر وهمچنین درصد فراوانی صفات پلی مورفیک باشند .سه واژه ژئوکلاین، اکوکلاین وکرونوکلاین بترتیب برای کلاین های جغرافیایی ،اکولوژیکی وتسلسلی به کار می روند . ژئوکلاین ها اغلب مورد استفاده هستند ولی هیچ کلاینی یک سطح رده بندی نیست . 

 

منبع:

-V. C. Kapoor, 1990. Theory and practice of animal taxonomy               

+ نوشته شده در  شنبه 30 دی1385ساعت 14:24  توسط کیاوش گلزاریان پور | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
کیاوش گلزاریان پور
Kingdom: Animalia
Phylum: Chordata
Subphylum:Vertebrata
Class: Aves
Order: Ciconiiformes
Family: Procellariidae
Genus: Diomedea

پیوندها
Integrated Taxonomic Information System -1
2- تصویر حیوانات
3- انجمن تک یاخته شناسان انگلیس
Microbiology Video Collection-4
5- تک یاخته شناسی
6-سازمان حفاظت محیط زیست
7-مقدمه اي بر كلاديستيك
8-متد هاي كلاديستيك
9-بنياد WILLI HENNIG
10-پرندگان فرانسه
IUCN-11
12-لیست قرمز IUCN
13-بانك اطلاعات تنوع زيستی
Dr. Steven M. Carr-15
16- آزمون زیست شناسی
17- انجمن حشره شناسی ایران
18- انجمن زیست شناسی ایران
19-قوانین بین المللی نامگذاری جانوری(ICZN)
20- وب سایت رسمی ICZN
21- وب سايت Dr. Brian Coad (ماهي شناس)
22- دریافت user و pass دانشگاه های معتبر
23- کویرهای ایران
24- پرندگان شکاری
25- عنکبوتیان
26- درخت حیات
27- پایگاه اطلاعات جامع ماهیان
28- کتابخانه دیجیتالی
29- حیات وحش
30- پایگاه اطلاعات علمی
31- پایگاه جامع اطلاعاتی جانوران
32- سایت آوای طبیعت
33-پایگاه جامع در مورد رفتگر ماهیان(Loaches)
34- تعداد گونه های جانوری زنده بر حسب خانواده
35- انقلاب سوم
36- پرندگان ایران
37- پایگاه جامع اطلاعاتی پرندگان
38- ریشه شناسی کلمات
39-شبکه اطلاعاتی حیات وحش جنوب آسیا
40- عکس های متنوع جانوران
41-پایگاه اطلاعاتی گوشتخواران
42- انجمن یوزپلنگ ایرانی
43- The Taxonomicon
44- نهگ های منقاردار
45- پایگاه اطلاعاتی آب بازان
46- نرم افزار های فیلوژنتیکی
47- Journals of Zoology
48- (Bats (order Chiroptera
49- صداهای رایگان
لینک دوستان
Journal of Evolutionary Biology
انجمن زیست شناسی گیلان
Mauro J. Cavalcanti
ژورنال aqua
اتـــاق زیست
harun yahya
ایران زیست
من و دنیای زیست ام
بزرگترین لینک باکس اینترنت
دیده بان کوهستان
خبرگزاری پارسه
بانك تست و سوالات زيست شناسي
irananimals
لاک پشت ها
دیده بان محیط زیست ایران
نغمه ي دل
زیست پیکس
دانشگاه فردوسی
دانشگاه شیراز
دانشگاه شاهد
دانشگاه تهران
دانشگاه شهید بهشتی
حمایت از حیوانات
Gmail
آموزش مجازی فیزیولوژی
آپلود تصویر
ماهی کور غار
حیات حیوانات
سروده های ملی ايران زمين
دانلود نرم افزار
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
92/05/01 - 92/05/31
89/06/01 - 89/06/31
88/11/01 - 88/11/30
88/09/01 - 88/09/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/11/01 - 86/11/30
86/07/01 - 86/07/30
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

JavaScript Codes

JavaScript Codes کشتار حیوانات
0 مرغ
0 اردک
0 خوک
0 خرگوش
0 بوقلمون
0 غاز
0 گوسفند
0 بز
0 گاو و گوساله
0 جوندگان بجز خرگوش
0 کبوتر و دیگر پرندگان
0 بوفالو
0 اسب
0 الاغ و قاطر
0 شتر

اینها تعداد حیواناتی است که از زمانیکه شما این صفحه را باز کردید توسط صنایع تولید گوشت، شیر و تخم مرغ در سراسر جهان کشته شده اند، بر مبنای آمار سال 2003